مجتبى ملكى اصفهانى
39
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
مفاسد ؛ يا مطلق احسان و اكرام و انعام ، و يا بيان آنچه كه مكلّف را به خدا نزديك يا دور مىكند . آنچه مورد نظر و محل بحث است ، معنى اخير است ، و امّا وجوب لطف به معنى اوّل و دوّم و سوّم ، فى الجملة مورد قبول است و بحثى در آن نيست . « 1 » تعريف كاملتر معناى اخير لطف عبارت است از : فراهم نمودن امورى كه مكلّف توسط آنها به انجام طاعت نزديكتر و از انجام گناه دور تر مىگردد ، به شرط اينكه اولا : اين امور از امورى نباشد كه در اصل قادر ساختن مكلّف بر انجام فعل نقش دارند ، زيرا امور مؤثر در اصل تمكين مكلّف ، شرط تكليفاند ، نه لطف ؛ ثانيا : اين امور به سرحدّ اجبار و اكراه نرسد و الا موجب جبر شده و با تكليف منافات خواهد داشت و حال آنكه لطف با تكليف منافات ندارد . 2 - اقسام لطف : در يك تقسيم ، لطف به محصّل و مقرّب تقسيم مىشود . لطف محصّل : فراهم نمودن مبادى و مقدّماتى است كه تحقّق غرض آفرينش و حفظ آفرينش از بيهودگى ، بر آنها توقّف دارد ، مانند فرستادن پيامبران و كتب آسمانى و بيان تكاليف و . . . لطف مقرّب : يعنى فراهم نمودن امورى كه بنده به واسطهى آنها به انجام طاعت ترغيب و از انجام گناه بيزار مىگردد ، مانند وعد و وعيد ؛ به عبارت ديگر : لطف مقرّب ، فراهم نمودن امورى است كه محصّل غرض تكليف است ، به گونهاى كه اگر اين امور نباشند ، غرض تكليف حاصل نمىشود . 3 - آيا لطف بر خداوند - تبارك و تعالى - واجب است ؟
--> ( 1 ) - عوائد الايّام : 705 .